سلام دوست جون ها
سال نو به شما و خانواده های گرامیتان نه تنها ربط دارد بلکه مبارک هم هست ![]()
در راستای تنگ شدن شلوارهای اینجانب،
اندکی به
دلمان فشار آمد و ما فهمیدیم که دلمان تنگ شده و
خواستیم با رنجه نمودن قدمی در بلاگفا از مدیر سایت
بخواهیم اندکی درز شلوارمان را باز نموده تا من بعد .
( کسر به میم ) به اندازه قامتمان در آید.
و دیدگان
شما را منور بفرماییم. ![]()
در این مدتی که شما را از زیارت خود محروم ساخته
بودیم و فیضیه را به حالت تعطیل در آورده بودیم ،
کارهایی انجامیدیم بس عظیم و شگرف که در مورد چه
بودن آن باید بگویم که به شما هیچ مربوطی ندارد. ![]()
البته ناگفته نباشد که در این مدت غیبت کبری خویش،
به صورت پنهانی و با لباس مبدل
در هر وقت از شبانه
روز که حال داشتیم به برخی از این وبلاگ های نیازمند
سر می زدیم و در حد وسع خویش کامنت اهدا می
نمودیم.
که امید است خدا این ها را از بنده ناچیز خود
قبول نماید. ![]()
امروز در پی رویت تنی چند از وبلاگ ها بر آن شدم که
بیایم و وبلاگ مفلوک خود را که چندیست به دست این
فراموشی بی همه چیز سپرده بودیم که مواظبش باشد
را از دستان منحوسش پس بگیریم و آب و جارویش
بنماییم. ![]()
در مورد تنگ شدن شلوار ها و یا به عبارتی دیگر دلتنگی
باید به حضور نسبتاً گرامتان عارض شوم که از آنجایی که
در ایام عید ، هیچ احدی از آحاد به کاهدان خود رحم
نکرده
و به طرز وحشیانه و قبیحانه به صرف تنقلات
مردم نموده
و به اندازه قوت غالب یک عمر یک خرس
قطبی در این چند روز عید در این شکم خود انباشت
کردیم
منجر به پیدایش سرزمین های پست و ناهموار
در هیکلمان شده که از عوارض زشت آن عدم توانایی در
جنباندن این هیکل گنده و در نتیجه فساد وبلاگ ها
گردیده است. ![]()
و پس از گذراندن یک دوره ریجیم سخت دوباره توانستیم
خود را از ورطه نا بودی رهانیده و نجات را پیدا کنیم. ![]()
در مورد یار دیرینه ام باید عارض شوم که این شیخ پشم
الدین
مدتی است که به دیار استعمار و استثمار رفته
و دچار غربزدگی شده است و روزانه سه عدد قرص ضد
تهوع میل می نماید. و با این حال هیچ ککی هم ایشان
را نمی گزد یعنی نمی توانند که بگزند
آخر این کک
های فلک زده در هیچ کجای تن لش ایشان پوستی را
رویت نمی کنند که بتوانند بگزند و ناچارند از شپش ها
کمک بگیرند که ایشان را اندکی گزیده و متوجع این
فجایع بگردانند که مسئولیتی است بس خطیر.
![]()
زین حال با خواند این خوضعولات مدتی سرکار باقی
بمانید تا اینجانب مجددا بازگردم و در فیضیه را به روی
شما طلاب
مقرب به وبلاگ شیطون بلا باز کنم.
والسلام
تکبیــــــــــــــــــــــــــــــر
جرات کن نظر بده ![]()
سلام سلام سلام ![]()
من اومددددددددددددددددددددددددم ![]()
می دونم که خیلی دلتون برام تنگ شده بود ....
منم دیگه داداش چی فکر کردی ( اصلا فکر می کنی
)
![]()
اینقدر تو این مدت از این اینترنت ضد حال خوردم ... که ضد حال خوردم ![]()
![]()
ضد حال یعنی اینکه میری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زادس!!!![]()
یه فایل ZIP دانلود می کنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروسا توشه ![]()
تو جستجو گر گوگل عکس کرگدن تایپ میکنی عکس خودتو پیدا می کنه ![]()
بعد از کلی کار و خستگی میری تو اینترنت میبینی که یاهو وگوگل هم فیلتر شدن![]()
داری واسه استادت ایمیل ( التماس دعا
) می زنی یهو کارتت تموم میشه![]()
میریی تو سایت اینقدر دنباله یه لینک می کنی تا آخرش مخت هنگ می کنه![]()
میری تو کافی نت دانشگاه می بینی که فقط سایت LABAIK.COM بازه ![]()
سایتت رو با ۱۰۰۰ تا بد بختی تو و گوگل ثبت می کنی موقع جستجو میافته صفحه ۴۰۰ !!! ![]()
سه ساعت یه فایلو دانلود می کنی ( بدون DAP ) به ۹۹٪ که می رسی یهو RESET می شی ![]()
رو لینک بالای ۱۸ سال کلیک می کنی می ری تو سایت عمو پورنگ!!! ![]()

واااااااااااااااااااا چه بی تربیت
مشترک مورد نظر... جون مادرت نظر بده![]()
سلام سلام سلام
چطورید؟ خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ دماقتون چاقه؟ اگه چاقه بکوبید ویلایی بسازید ![]()
اول اینارو قرائت کنید تا بگم: ![]()
انواع ریدن بچه:![]()
۵ ماهگی تو دستت
۶ سالگی به زندگیت
۱۵ سالگی تو اعصابت
۲۰ سالگی به هیکلت
بعد از مردنت تو روحت ![]()
.
.
.
.
.
.
برو اونور شاشی نشی
از یه ۲۰۶ صندوق دار می پرسن الان چه احساسی داری؟
می گه احساس می کنم جنیفر لوپزم ![]()
می دونی اسکول به کی میگن؟ برو پایین
.
.
.
.
. میدونی اسکول به کی میگن؟ برو بالا![]()
با حال بود نه؟ نههههههههههه .... نبووووود؟؟؟!!! حالا بخندی چی میشه
خیلی خسته ام خیلی! ![]()
الان حدود یکساله که خیلی خسته ام و این هفته آخر هم که دیگه دارم از پا می افتم.چرا؟
همیشه فکر می کردم تنبلم اما حالا دقیقاْ حساب کردم و متوجه شدم که خیلی کار میکنم.
ما توی ایران ۷۲ میلیون نفر جمعیت داریم که ۱۳ میلیونش بازنشسته هستن پس می مونه ۵۹ میلیون نفر. از این تعداد هم ۲۴ میلیونش دانش آموز و دانشجو هستند یعنی برای انجام کارها فقط ۳۵ میلیون نفر باقی می مونن.
توی کشور ۱۰ میلیون نفر هم تو ادارات دولتی شاغل هستند که خب عملا کاری انجام نمی دن.
پس برای پیش بردن کارها می مونن ۲۵ میلیون نفر. از این ۲۵ میلیون نفر هم تقریبا ۴ میلیون ملا و آخوند و سانسورچی
اینترنتو نماینده مجلس هستند پس فقط می مونه ۲۱ میلیون نفر و اگه بدونی که تقریبا ۱۷ میلیون آدم جویای کار داریم معنیش اینه که که کل کارهای کشور رو ۴ میلیون نفر انجام میدن.اما در حدود ۲ میلیون نفر هم نیروهای مسلح داریم و این یعنی ۲ میلیون نفر باقی می مونن.
از بین این ۲ میلیون نفر . ۹۰۰/۶۴۶ نفر عضو پلیس و وزارت اطلاعات و نیروهای سپاه هستند. پس کلاْ می مونه ۱۰۰/۳۵۳/۱ نفر. از جمعیت . راستی یادم رفت این وسط ۸۷۶/۶۴۹ نفر هم بیمار داریم که قدرت کار ندارن و بار کشور افتاده رو دوش ۲۰۰/۸۰۶ نفر از جمعیت.تازه حدود ۱۸۶/۸۰۶ نفر هن ممنوع القلم ... ممنوع التصویر...ممنوع الصدا و ..... ![]()
تو هم که داری وبگردی می کنی!!!؟؟؟؟ ![]()

از جمعیت های از زیر آمار در رفته تقاضا مندیم که نظر بدن ![]()
![]()
سلااااااااااااااااااااااام
چطوریااااااااااااااااااااااا
با یه مطلب توپ ولی آنتی گرل اومدم ![]()
یه دختر خوب هیچ وقت مطالب آنتی گرل نمی نویسه پس منتظر نباشین که منم بنویسم
دیدم که تو پست قبلی خیلی شاکی شدین که مطلبم آنتی بوی بود منم گفتم ایندفه انتی گرل می نویسم ولی مگه خر سرمو گاز گرفته که اینکارو بکنم
پس بی خودی شاکی نشین اگه دیر آپ کردم شرمنده رفته بودم وبلاگ یکی از بچه هارو ترو خشک کنم آب جارو کنم
راستش گلاب به روتون رفته بودم دستشویی که یادم افتاد که ای دل غافل خیلی وقته که آپ نکردم البته من قول داده بودم که هیچ وقت تو دستشویی عمیق فکر نکنم ولی نشد چون نمی دونم این دستشویی لا مصب چی داره که تا پامو می ذارم توش سن ۲ ماهگی خودمم قشنگ یام میاد
دیروز جاتون خالی بعد از مدت ها شیخ پشم الدینو تو خیابون دیدم شده کر کر خنده
قیافش شبیه ته دیگ عدس پلو شده بد بخت
گفتم بابا یه عکس یادگاری بده ما مردیم از بس که ندیدیمت اونم سریع یه عکس داد که با زیدش انداخته بود منم اونو براتون میذام ببینید حالشو ببرید بعد بگید شیطون بلا بده ![]()

و باز هم شیخ پشم الدین کشکولی
:
تو اگه با من باشی پشمات می ریزه گرمی پشم تو رو دستام می گیره
چی می شد پشم تو رو زود تر می چیدم حالا می چینم اونو ولی خیلی دیره
پشم دوستاش نظر بدن ![]()
سلااااااااااااااااااااااااااااام
چطوریاااااااااااااااااااااااااااااا
بچه ها سوالای کنکور سال ۸۶ لو رفته از همین الان لو رفته کپی برداری کنید تا دیر نشده ![]()
خصوصیات مردها:
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند ![]()
چرا مردها همیشه خوشحال هستند؟ چون آدمای بی خیال فقط می خندند![]()
چرا روانکاوی مردها سریع تر از خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد مردها همان جا قرار دارند![]()
اگر یک مرد و یک زن از یک ساختمان ۱۰ طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین می رسند؟ خانم. چرا که آقا راه را گم می کند ![]()
شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد ![]()
به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد ![]()
خدا بعد از خلق مردها چه گفت؟ من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم ![]()
یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟ صد و چهل و چهار مرد در یک اتاق ![]()
برای درست کردن پاپ کرن به چند مرد نیاز است؟ سه تا. یک نفر ماهیتابه رو روی گاز نگه داره و دو نفر دیگه هم گازو تکون بدن تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد ![]()
آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ به دو دسته: "کثیف"... و "کثیف اما قابل پوشیدن" ![]()
شما به مردی که همه چیز دارد چه می دهید؟ زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند![]()
چرا عنکبوت های سیاه پس از جفتگیری جفت خود را می کشند؟ به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خر خر جلوی آنها را بگیرند![]()
آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ به جای یک بطری مشروب۲ بطری مشروب بخرد![]()
چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند![]()
نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند![]()
البته بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست![]()
( منظور از خوبان همون آقایون محترمی است که مورد سوال قرار گرفتند
)
خوب بچه ها برید حالشو ببرید ![]()
پشت کنکوری هاش نظر بدن ![]()
بههههههههههههههه
سلاااااااااااااااااااااام
چطوریااااااااااااااااااااااااااااا
چند روزی بود حس آپیدن نداشتم ولی واقعا نتونستم در مقابل استقبال بی نظیر شما مقاومت کنم ![]()
خیلی سعی کردم که مث آدم حسابی ها بنویسم ولی اصلا نمی دونم آدم حسابی یعنی چی
امروز می خوام در مورد علامت سوال هایی که بعضی وقتا بی موقع روی سر آدم سبز می شه بگم
آدمیزاده دیگه!!! کنجکاوه... فضوله... می خواد از همه چی سر در بیاره
حالا می خواد اون من باشم یا شما اینش مهمه که همه جا و هر وقتی به طور ناگهانی می تونی شاهد سبز شدن یه علامت سوال گنده روی سرمون باشیم
من همیشه روی سرم یه علامت سوال سبز می شد اونم نه یکی... ۳-۴ تا با هم
" مامان! اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟!" ![]()
" بابا! تومور بد خیم چیه" ![]()
"سیروس ! شلغم به روسی چی می شه؟" ![]()
" اسی! چرا نفت گرون می شه؟" ![]()
" کامبیز! توی فضا آدم فضایی ها منچ و مار و پله هم بازی می کنن؟ ![]()
وحید! چرا نمی شه هسته اتم رو مث هسته زردآلو شیکست خورد؟ ![]()
آقای قره گوز لو ! امروز قیمت طلا جوری هاس؟ ![]()
" ابجی نرگس! ماهیا تو نوشابه هم می تونن شنا کنن ؟ ![]()
هزار و یه سوال این شکلی و اون شکلی دیگه که همش میاد تو سرم منم زود از اولین کسی که نزدیکم باشه سوال می کنم ![]()
اما بالاخره یه اتفاق افتاد!!!!! ![]()
دفه آخری که سوال کردم همین ۵ دقیقه پیش بود که از بابام پرسیدم " بابا! چرا پیستون ماشین ۲ تا سوپاپ داره مثلا چرا ۴ تا نداره ![]()
![]()
چشمتون روز بد نبینه بابام از عصبانیت رنگ سر شلغم که به بنفش می زنه شد
بچه بس کن دیگه خفم کردی ![]()
بعد با یه لنگه کفش که اونم فکر می کنم سایزش کمتر از ۴۵ نبود کوبید تو سرم که علامت سوالا له بشن
منم بعد از ۱۵ دقیقه فهمیدم اوضاع چیه پریدم رفتم گوشه اتاق کز کردم که نکنه یه وقت بابام منو با سوسک اشتباه بگیره
منم بعد از این ماجرا چون از اهانت پدرم به مغزم به شدت ناراحت شده بودم تصمیم گرفتم برم و فرار مغزها بشم
آخه چرا کسی به این سوال های من توجه نمی کنه ![]()
از فرط ناراحتی اومدم اینجا نشستم براتون بنویسم آخه چراااااااااااااااااااااااا ![]()
که یهو مامانم اومد ![]()
" کله جون اینجایی؟!" ![]()
گفت ببین دخترم آخه تو نباید هر سوالی رو از هر کسی بپرسی
باباتم اینکاره نبود شاکی شد دیگه دید داره ضایع می شده دعوا راه انداخت که تو بری(!!!!
)
این شد که درد جای علامت سوالهای رو سرم خوب شد و یه لبخند قلمبه اومد رو لبام ![]()
مامانم بلند شد که بره گفت: می دونی به آدمای مث تو چی می گن؟
گفتم نه ![]()
گفت می گن" چرا دم خر درازه؟ چرا در گنجه بازه؟" ![]()
پرسیدم مامان اینو که می گن چرا دم خر درازه؟ چرا در گنجه بازه؟ یعنی چی؟ ![]()
مامانم گفت یعنی اینکه خفه شو دیگه حوصلمو سر بردی ![]()
منم تصمیم گرفتم جدی جدی فرار مغز ها بشم ![]()
شیشکی منو دوست نداره ![]()
![]()
سلام مرا از شهر پشم پرور کشکول آباد پذیرا باشید
با توجه به استقبال فجیع شما هموطنان عزیز بر آن شدیم به کشکول آباد سفر کنیم و با این شهر بزرگ از نزدیک آشنا بشیم
کشکول آباد شهری است با وسعت زیاد... خیلی زیاد.... نههههه... زیادتر
کشکول آباد شهری است که در آن درختانش با پشم های سبز با وزش باد به رقص در می آیند
میوه های آن گویی گلوله ای پشمی است با خال خال های یشمی
در این شهر ۱۰۰ پشم خانوار زندگی می کنند( واحد شمارش در این شهر طبق سنت پشم می باشد )![]()
قوت قالب آنها( منظورم غذاشونه) پیتزا کالزونه است که بسیار طرفدار دارد که متشکل از سوسیس... کالباس... فلفل........ و پنیر پشم آوران است
استاد شیخ پشم الدین کشکولی... کارگردان مستعد این خطه فیلم های بسیاری را کارگردانی نموده است و روانه سینمای هالیوود کرده که فیلم برداری آن تماما در کشکول آباد صورت گرفته است
که از مهمترین آنها می توان به فیلم سینمایی تایتانیک اشاره کرد ![]()
وی برای ساخت این فیلم بسیار مطالعه نمود ( زیرا این کشتی ( تایتانیک) متعلق به سرزمین کشکول آباد بوده) و دریافت که علت غرق شدن این کشتی گرفتگی لوله فاضلاب آن بوده
کارشناسان مجرب و زبده آن زمان پس از تحقیق بسیار متوجه شدند مقادیر زیادی پشم از طریق فاضلاب حمام وارد لوله ها شده (البته پشم ها از نوع زیر بغلی بودند
) و منجر به شکستگی لوله و غرق شدن کشتی در آبهای کرانه کشکول آباد شده است ( چه غمگین ناک
)
از آثار برجسته این هنرمند توانا عبارتند از :
ژانویه در کشکول آباد.......... خانم و آقای کشکولی.... تقی پشم طلا...
که وی به سال هزار و اندی نامزد دریافت پشم بلورین از سینمای هالیوود شد.
در خاتمه بیتی زیبا از این شاعر با ذوق:
از اون بالا کفتر میایه یک دونه پشمک میایه
ای دختر کشکولی من یه دیوونه هستم
به عشق دیدنه تو رو پشم سگ (۱) نشستم
پشم سگ: استعاره از به انتظار نشستن است که شاعر با ظرافت خاصی آن را بیان نموده است ![]()
دیگر عرضی نیست... سرتان را به درد نمی آرم
![]()
کشکولیاش نظر بدن ![]()
سلااااااااااااااااااااام
خوبی؟ خوشییییید؟ خوشگلیید؟ عمررررررررراً ![]()
امروز می خوام باهاتون جدی صحبت کنم
صد البته که اینو از سلام کردنم متوجه شدین ![]()
امروز میخوام در مورد کسادی بازار دل صحبت کنم
داستان از اینجا شروع شد که: ![]()
وقتی تو دلم نخواستی، آنقدر غصه ام گرفت که تصمیم گرفتم که نه به کسی بدمش نه پیش خودم نگهش دارم
بعد رفتم گذاشتمش توی کابینت آشپز خونمون همونجایی که وسایل کهنه و به درد نخور مونو گذاشتیم....
چند روزی رو بدون دل سر کردم و دم هم برنیاوردم چند روز گذشت.
صدای نمکی محله مان می آید انگار... ![]()
آی... نمکیه.... نون خشکیه.... دمپایی پاره... لوازم کهنه می خریم... آی...
با عجله رفتم و دلم را از کابینت بیرون آوردم و داخل کیسه گذاشتمش و پریدم تو کوچه دوان دوان رفتم به سمت نمکی...
نمکی واستا ![]()
یه چیزی برای فروش دارم ![]()
چیه ... دمپاییه؟..." ![]()
نه! یه چیز دیگ ست. ببین به دردت می خوره؟!"
نمکی با بد بینی دلم را در دستش سبک و سنگین کرد و بعد با بی میلی گفت:" این جور چیزا زیاد به درد ما نمی خوره. حیف پولمون رو الکی برای این چیزا بدیم. حتی نون خشک هم نیست که بریزیم جلوی گاو و گوسفندا تا شیکمشون سیر بشه..." ![]()
از ترس اینکه دلم دوباره رو دستم نمونه فوری بهش گفتم " حالا شما بخریدش، سر قیمتش با هم کنار میایم"
نمکی بی رغبت طوری نگام کرد که انگار می خوام سرشو گلاه بذارم . بعد گفت:" باشه... ولی واقعاً چندان سودی برای کاسبی ما نداره..."
با خوشحالی گفتم:" ا... خب... حالا چند می خریش؟"
نمکی دوباره دلمو تو دستش گرفت و پشت و رویش کرد و گفت: " جنسش درجه یک نیست... معمولی معمولیه... تازه کلی هم ترک و شکستگی داره... انگار زیاد مواظبش نبودی... اما خب، سر راست 500 تومن اونم چون شمایین"
اصلاً نمی خواستم دلم دوباره رو دستم بمونه به خاطر همین سریع قبول کردم و اسکناس کهنه و پاره رو از دست نمکی گرفتم و دلم رو انداختم تو همون کیسه مشکی و دادم به نمکی.
وقتی اومدم خونه فکر کردم که با این پول چیکار کنم
اول به نظر رسید که برم سینما و روی همون صندلی همیشگی بشینم و خاطراتمونو زنده کنم... ولی مگه قرار نبود که من از دست تو و دلم راحت بشم؟!.....
شاید بد نباشه باهاش برم به همان پارک قدیمی خودمون و از اون بستنی های همیشگی بخورم؟....
اه... چرا ولم نمی کنی؟ چرا حالا که دلمو فروختم دست از سرم برنمیداری؟!... ![]()
اصلاً بهتره هيچ کاری نکنم و اسکناسو بذارمش برای روز مبادا، شاید یه روز بتونم دل دیگه ای رو به همین ارزونی بخرم... حتی اگه از دل خودمم شکسته تر و داغون تر باشه... ![]()
و اما شیخ پشم الدین کشکولی
:
دل می رود ز دستم من اسکول یه دستم